تبليغاتX
الهه ی شب
لاک پشت ها هم عاشق می شوند ولی تحمل درد عشق براشون راحته چون حداقل عشقشون آروم آروم ترکشون می کنه!

 

پسرك، پدربزرگش را تماشا كرد كه نامه‌ای می‌نوشت. بالاخره پرسید: «ماجرای كارهای خودمان را می‌نویسید،‌درباره من می‌نویسید؟»

پدربزرگ از نوشتن دست كشید، لبخند زد و به نوه‌اش گفت: «درست است، درباره تو می‌نویسم. می‌خواهم بزرگ شدی مثل این مداد بشوی.»

پسرك با تعجب به مداد نگاه كرد و چیز خاصی در آن ندید: «اما این هم مثل بقیه مدادهایی است كه دیده‌ام!»

«بستگی دارد چطور به آن نگاه كنی. در این مداد پنج خاصیت است كه اگر به دستشان بیاوری تمام عمرت با دنیا به آرامش می‌رسی:

خاصیت اول: می‌توانی كارهای بزرگ كنی، اما هر گز نباید فراموش كنی كه دستی‌وجود دارد كه هر حركت تو را هدایت می‌كنی. اسم این دست، خداست. او همیشه باید تو را در مسیر اراده‌اش حركت دهد.

صفت دوم: گاهی‌باید از آنچه می‌نویسی، دست بكشی و از مدادتراش استفاده كنی. این باعث می‌شود مداد كمی‌رنج بكشد، اما آخر كار نوكش تیزتر می‌شود. پس بدان كه باید رنج‌هایی را تحمل كنی، چرا كه این رنج باعث می‌شود انسان بهتری‌ شوی.

صفت سوم: مداد، همیشه اجازه می‌دهد برای پاك كردن یك اشتباه از پاك‌كن استفاده كنیم. بدان كه تصحیح یك كار خطا، كار بدی نیست، در واقع برای این‌كه خودت را در مسیر درست نگه‌داری، مهم است.

صفت چهارم: چوب یا شكل خارجی‌مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد كه داخل چوب است. پس همرشه مراقب باش درونت چه خبر است!

و سرانجام پنجمین خاصیت مداد: همیشه اثری از خود به جای‌می‌گذارد. بدان هر كار در زندگی‌ات می‌كنی، ردی بر جای‌می‌گذارد؛ پس سعی كن نسبت به هر كاری كه می‌كنی هشیار باشی و بدانی چه می كنی.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 9:47  توسط نرگس | 

 

اين را ه ها راکه مي تواند ما را در به دست آوردن آرامش ياري کند، امتحان کنيد:

1- جلوي گريه خود را نگيريد و گه گاهي گريه کنيد.

2- دست کم روزي 15 دقيقه را در سکوت بگذرانيد و به نيازهاي واقعي خود و نيز چيزهايي که داريد فکر کنيد. سکوت عصاره‌ ي آرامش است، با زور نمي‌ توان آن را ايجاد کرد، بايد زماني که فرا رسيد آن را بپذيريد.. اگر برايتان امکان دارد دست کم روزي يک ساعت، تنها به اتاقي برويد و در را به روي خود ببنديد.

3- افراد آرام به خود مي ‌گويند که براي تغيير گذشته کاري نمي ‌توان کرد، آنگاه از فکر ادامه زندگي لذت مي ‌برند.

4- وقتي احساس مي ‌کنيد که سرتان پر از فکرهاي جور و واجور است و جاي خالي در آن نيست، با قدم زدن، آنها را پاک کنيد.

5- اگر نتوانيد کسي را ببخشيد، افکار خشمگين‌ تان شما را براي هميشه با اين افراد مرتبط خواهد کرد. شاد کردن ديگران، باعث آرامش مي ‌شود.

6- آرامش را از کودکان بياموزيد، ببينيد که چگونه در همان لحظه‌ اي که هستند، زندگي مي‌ کنند و لذت مي ‌برند.

7- از همان که هستيد راضي باشيد، در اين صورت احساس آرامش بيشتري مي‌ کنيد.

8- هرچه اکسيژن بيشتري به شما برسد، آرام‌ تر خواهيد شد، خوب است در محل کار و زندگي خود گياهي نگه داريد.

9- مهم نيست که با شما مؤدبانه برخورد کنند يا نه، برخورد مؤدبانه‌ ي شما، باعث ايجاد آرامي و احساس خوبي در شما خواهد شد.

10- سرعت حرکت شما با احساستان رابطه‌ اي مستقيم دارد، آرام راه برويد و حرکات بدن خود را آرام ‌تر کنيد، طولي نمي‌ کشد که آرام خواهيد شد. گاهي مي ‌توانيد براي رسيدن به آرامش، دراز بکشيد، عضلات خود را شل کنيد و به هيچ چيز فکر نکنيد.

11- با حرکات آرام و صحبت کردن شمرده، احساس آرامش را به جمع منتقل کنيد. آيا تا به حال فرد آرامي را ديديد که با صداي بلند صحبت کند؟

12- با شوخ طبعي به آرامش خود کمک کنيد.

13- راحتي، يکي از عناصر مهم آرامش است، مثل دماي مناسب، صندلي راحت و لباس و کفش راحت.

• هر چند وقت يک بار ساعتتان را کنار بگذاريد و خود را از فشار زمان نجات دهيد.

• در آوردن کفش‌ها به کاهش فشار عصبي کمک مي‌کند.

• فشردن يک توپ کوچک، تنش‌هاي عصبي‌ را که در انگشتان و دست‌هاي شما متمرکز شده‌اند، خالي مي ‌کند.

• لباس‌هاي گشاد و راحت، باعث ايجاد راحتي و احساس آرامش مي‌ شود.

14- لحظه‌ هاي زيباي زندگيتان را بنويسيد و از آنها عکس و فيلم بگيريد، سپس بيشتر وقت‌ها آنها را به ياد آوريد و درباره‌ شان فکر کنيد و لذت ببريد.

15- هواي دريا، آب شور و صداي امواج، همگي باعث آرامش مي ‌شوند، مسافرت به سواحل دريا را فراموش نکنيد. تماشاي ماهي‌ ها مثل خيره شدن به دريا، در شما ايجاد آرامش مي ‌کند، زيرا ماهي‌ها آرام شنا مي ‌کنند و آرام تنفس مي‌ کنند.

16- آهسته غذا خوردن و جويدن، باعث تجديد قواي فکري و احساس آرامش خواهد شد.

17- براي تأثير بيشتر و رسيدن به آرامش، در خود متمرکز شويد و آرام نفس بکشيد.

18- تمرين کنيد که آرامتر از حد معمول صحبت کنيد، اين کار خود به خود ضربان قلب و تنفستان را کم مي‌ کند و به شما اجازه مي‌دهد، ذهن و فکرتان را از بسياري مسائل پاک کنيد..

19- اگر به عقايد مذهبي و معنوي پايبند باشيد، به يکي از با افتخارترين روش‌هاي رسيدن به آرامش خاطر رسيده ‌ايد، آنگاه مي‌ توانيد بگوييد، الا بذکر الله تطمئن القلوب .. اگر از خدا دور افتاده‌ايد، اکنون زمان آشتي است. داشتن يک تکيه‌ گاه معنوي در حد تعادل موجب آرامش مي ‌شود.

20- احساسات و مشکلات خود را به ديگران بگوييد و آرامش بيشتري احساس کنيد.

21- يکي از مهمترين مهارت‌ها در آرام بودن، فکر نکردن به مسائل کوچک است، دومين مهارت، کوچک شمردن تمام مسايل است.

22- شاد کردن ديگران، موجب آرامش مي‌ شود. نمي ‌دانيد چه لذتي دارد پول رستوران امشب را با توافق سايرين به يک کارتن خواب هديه دهيد. قدرداني کنيد. ديگران را براي لطف کردن به خود تحت فشار قرار ندهيد، لطف که وظيفه نيست!

23- اگر مي‌ دانستيد که : «سيگار کشيدن + ورزش نکردن = استرس ، اضطراب و حذف آرامش»، هرگز سيگار نمي‌ کشيديد و ورزش کردن را به تعويق نمي‌ انداختيد.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 10:50  توسط نرگس | 
 

بسیاری از ما  تصور می کنیم که اشتباه یا خودپسندانه است که خیلی از ویژگی های خوب را دارا هستیم . ممکن است بسیاری از ما وقت خود را برای سرزنش صفات منفی خود صرف کنیم و فکر کنیم که انتقاد از خود کلید اصلاح عملکرهایمان است. تمرکز دائمی روی عیب های فرضی می تواند مانعی  برای برقراری ارتباط با دیگران باشد.

 

 در صورتی که  ما فکر  کنیم که ماهیت درونی ما دارای نقطه ضعف هایی است ، چگونه می توانیم باور کنیم که دیگران قادرند ما را دوست داشته باشند و یا اگر تصورمی کنیم کسل کننده تر از آن هستیم که کسی را جذب کنیم؟

 

ادامه ی مطلب :

 

http://www.fekreno.org/arfek226.htm

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 9:21  توسط نرگس | 

مراقب افکارت باش چون به حرفهایت بدل می شود
مراقب حرفهایت باش چون به اعمالت بدل می شود
مراقب اعمالت باش چون به عادت مبدل می شود
مراقب عادتهایت باش چون به شخصیت تو تبدیل می شود
مراقب شخصیت خود باش چون به سرشت تو تبدیل می شود
مراقب سرشت خود باش چون به سرنوشت تو تبدیل می شود

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 17:44  توسط نرگس | 
 

سپسگزارم درخت گلابی

که به شکل دلم در آمدی،

چه تنها بودم.

                                               شمس لنگرودی

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 15:10  توسط نرگس | 
 

* وقتي به دنيا ميايي در گوشت اذان ميخوانند"وقتي ميميري بر بدنت نماز ميخوانند"" چه کوتاست عمر به فاصله اذان تا نماز

* در بن بست هم راه آسمان باز است ، پرواز بياموز

* هرگز عشق را گدايي نکنيد زيرا هيچگاه چيز با ارزشي به گدا داده نمي شود

* بايد به افق ها نگريست تا از غروب ها دل بکني

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 21:0  توسط نرگس | 
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 9:58  توسط نرگس | 
 

۱- توماس اديسون از تاريکي وحشت داشت!

 2- صداي اردک اکو ندارد!

 3- چشمهاي شتر مرغ از مغزش بزرگتر است!

 4- مورچه ها نمي خوابند!

 5- الفباي مردم هاوايي 12 حرف دارد!

 6- کد کشور روسيه 007 است!

 7- اگر سر سوسک را قطع کنند براي چند هفته زنده مي مينند!

 8- ارتفاع برج ايفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط 16 سانتي متر تغيير ميکند!

 9- آدامس توسط يک فرمانده جنگي اختراع شد !

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 9:41  توسط نرگس | 
عمري به سر دويدم در جستجوي يار:

جز دسترس به وصال وي ام آرزو نبود

دادم در اين هوس دل ديوانه را به باد

اين جستجو نبود

                                              هر سو شتافتم پي آن يار ناشناس

                     گاهي ز شوق خنده زدم گه گريستم

                                                                بي آنکه خود بدانم ازين گونه بي قرار

         مشتاق کيستم!

رويي شکفت چون گل رويا و ديده گفت:

« اين است آن پري که ز من مي نهفت رو

خوش يافتم، که خوش تر از اين چهره اي نتافت

در خواب آرزو ... »

                                                  هر سو مرا کشيد پي خود در به در

                          اين خوش پسند ديده ي زيبا پرست من

                                                               شد رهنماي اين دل مشتاق بي قرار

وان آرزوي گم شده بي نام و نشان

در وادي خيال مرا مست مي دواند

وز خويش مي ربود

                                                                         از دور مي فريفت دل تشنه ي مرا

                                              چون بحر موج مي زد و لرزان چو آب بود

                                                                      وانگه که پيش رفتم، با شور و التهاب

                                                  ديدم سراب بود !

بيچاره من، که از پس اين جست و جو،هنوز

مي نالد از من اين دل شيدا که :«يار کو ؟

کو آن جاودانه مرا مي دهد فريب ؟

بنما، کجاست او ! ... »

                                                    ه.ا.سايه

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 8:18  توسط نرگس | 

 

زن "ريحانه آفرينش" ، در طول تاريخ همواره مورد بحث و توجه بزرگان واقع گرديده و ديدگاه هاي مختلفي در مورد او وجود دارد.
در مطلب ذيل مختصرا سخن بعضي از بزرگان در بيان جايگاه، مقام و ارزش زن ارائه گرديده است:

رسول اکرم (ص) : بهترين متاع دنيا ، همسر شايسته است .

حضرت علي (ع) : دختر ، فرزندي است مهربان ، مونس ، مددکار ، مبارک و مربي .

 امام سجاد (ع) : بهترين ِ فرزندان شما دخترانند .

امام صادق (ع) : دختر « حسنه » و پسر « نعمت » است ، حسنه ثواب و نعمت حساب دارد .

امام صادق (ع) : بيشترين خوبي در وجود زنان است .

امام خميني (ره) : از دامن زن است که مرد به معراج مي رود .

علامه اقبال لاهوري : زن کانون پرفروغ خانواده ، مرکز مهر ، مظهر عشق ، نمايشگر پاکي ، نمونه عطوفت و چشمه عنايت است .

لامارتين : منشأ هر کار بزرگي زن است ، زن کتابي است که جز به مهر و محبت خوانده نمي شود.

امرسون : تمدن چيست ؟ نتيجه نفوذ زنان پاکدامن است .

« شيلر » شاعر انگليسي : هر کجا مردي يافت شد که به مقامات عاليه رسيده يقيناً زني پاکدامن او را همراهي کرده است .

ناپلئون : اگر زن نبود نوابغ جهان را چه کسي پرورش مي داد ؟

آناتول فرانس : زن رسماً مربي مرد و مهّذب اخلاق اوست .

ويليام شکسپير : چيزي که زن دارد و مرد را تسخير مي کند ، مهرباني اوست ، نه سيماي زيبايش .

گوته : زن تاج سر آفرينش است ، او شريک زندگي و يار ساعات درماندگي است.

برنارد شاو : زن شاهکار خلقت است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 14:30  توسط نرگس | 

   

 آخرین راز

 

 شاد

 

 زیستن

 

فصل دهم:

  • ماموریت تو در زندگی، تغییر دادن جهان نیست.
  • تو مامور خویشتنی.
  • تمامی راه حل ها، در درون توست.

 

- جهان یک آیینه است، آنچه در دنیای درونی خود احساس می کنید در جهان بیرون به عین می بینید و دقیقا به همین علت است که هیچکس نمیتواند با دستکاری جهان با بیرونی، به زندگی خود سامان ببخشید.

- انسان در شرایط و موقعیت های مختلف قرار می گیرد تا از هر یک از آنها درسی بگیرد و تجربه ای بیندوزد.

- وقتی تفکر خود را عوض می کنید زندگیتان تغییر می کند.سامان دادن به زندگی، وظیفه ی درونی هر انسان است و هیچکس نباید برای این سازمان دهی به انتظار دیگران بنشیند.

- نشاط و شوق ما بخاطر نگاه شاداب و پرطراوت ماست.

- لازمه ی خوشبختی، جذب کردن چیز های تازه نیست بلکه حذف کردن افکار کهنه است.

- « با هر کسی که مواجهه می شوید همواره به خود گوشزد کنید که این برخوردی مقدس است زیرا به همان گونه ای که او را می بینید خود را خواهید دید.به همان گونه ای که با او رفتار می کنید ، با خود رفتار خواهید کرد.این را هرگز فراموش نکنید چرا که در او یا خود را خواهید یافت یت خود را گم خواهید کرد.»è گذری بر معجزات

-  معنای زندگی " در حال زیستن " است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 16:51  توسط نرگس | 
 

حتي تظاهر به شادي نيز براي ديگران شادي بخش است

چارلي چاپلين


سعادت آن است كه انسان دنيا را همان طور كه آرزو مي كند ببيند

كورنر



وقتي آن چه داريم مي بخشيم، آن چه را نيازمند آنيم دريافت خواهيم كرد

داگلاس م لاوسن


+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:8  توسط نرگس | 

                                      اگر دگرگوني مثبتي در نگاه دلت رخ داده

                                                      سال نو مبارک

                                      وگرنه به تقويم ها نمي توان اعتماد کرد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 17:33  توسط نرگس | 
 

هيچ کلکي در کار نيست! اين بازي به طرز شگفت آوري دقيق خواهد بود!ابته به شرطي که تقلب نکنيد!فقط به دستورالعمل عمل نماييد و تقلب نکنيد،در غير اين صورت نتيجه درست از آب در نخواهد آمد و بعد آرزو خواهيد کرد که اي کاش تقلب نمي کرديد!اين حدودا 3 دقيقه زمان خواهد برد تا شما را ديوانه کند!!
اين بازي نتيجه خنده دار و در عين حال شگفت انگيزي خواهد داشت...!
تست را يکجا تا پايان نخوانيد بلکه مرحله به مرحله پيش برويد وعين دستورالعمل انجام دهيد!
نکته :
زماني که مي خواهيد اسامي را بنويسيد اطمينان حاصل کنيد که اشخاصي هستند که شما آنها را مي شناسيد ( تبصره از خودم يعني اسم الکي يا بيخودي ننويسيد !!! )
مهم :
به ياد داشته باشيد که به هنگام نوشتن اسامي و عمل کردن به دستورالعمل از احساس و غريزه خود استفاده کنيد و بيخودي و بيش از حد فکر نکنيد بلکه آنچه در آن لحظه به ذهنتان مي آيد را بنويسيد!
بازهم بايد گفته شود که به آرامي و مرحله به مرحله به انتهاي متن برويد و در غير اينصورت نتيجه درست نخواهد بود و آن را ضايع خواهيد کرد!
خوب حالا يک قلم و يک برگ کاغذ آماده کنيد
1-اول از هر چيز اعداد 1 تا 11 را بصورت ستوني يا رديفي بر روي کاغذ بنويسيد
2-سپس جلوي رديف 1و2 هر عددي را که مايليد بنويسيد
3-حال در جلوي رديف 3و7 نام شخصي را از جنس مخالف بنويسيد
4-نام اشخاصي را که مي شناسيد ( چه دوست يا اعضاي خانئاده يا فاميل ) در جلوي رديفهاي 5،4و6 بنويسيد
5-در رديفهاي 10،9،8و11 نام چهار ترانه ( آهنگ) را بنويسيد ( در جلوي هر رديف نام يک ترانه )

و حالا رمزگشايي اين بازي :
1- عدد را که در رديف 2 نوشته ايد مشخص کننده تعداد اشخاصي است که شما بايد درباره اين بازي به آنها بگوييد!
2- شخصي که نامش در رديف 3 قيد شده کسي است که شما عاشقش هستيد
3- شخصي که نامش در رديف 7 قيد شده کسي است که شما دوستش داريد ولي با هم نمي سازيد ( يا به تعبير ديگر عاقبت خوشي نخواهد داشت!!!)
4- شخص شماره 4 کسي است که شما بيش از حد به او اهميت مي دهيد!
5- شخص شماره 5 کسي است که شما را بسيار خوب مي شناسد
6- شخصي که نامش در رديف 6 قيد شده ستاره بخت ( ستاره خوش شناسي ) شماست
7- آهنگ قيد شده در رديف 8 با شخص شماره 3 تطبيق مي کند
8- آهنگ شماره 9 آهنگي است که بيش از همه افکار شما را بازگو مي کند!
9- و بالاخره شماره 11 آهنگي است که مي گويد شما درباره زندگي چه احساسي داريد!!!
واقعا شگفت آور است! نه؟ ولي به نظر مي آيد که درست باشه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 9:17  توسط نرگس | 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 10:47  توسط نرگس | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 18:49  توسط نرگس | 
آرتو اشي (Arthur Ashe) قهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون به خاطر خون آلوده اي که در جريان يک عمل جراحي در سال 1983 دريافت کرد، به بيماري ايدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. او از سراسر دنيا نامه هايي از طرفدارانش دريافت کرد. يکي از طرفدارانش نوشته بود: «چرا خدا تو را براي چنين بيماري دردناکي انتخاب کرد؟‌» آرتور در پاسخش نوشت:در دنيا، 50 ميليون کودک بازي تنيس را آغاز مي کنند. 5 ميليون نفر ياد مي گيرند که چگونه تنيس بازي کنند.500 هزار نفر تنيس را در سطح حرفه اي ياد مي گيرند.50 هزار نفر پا به مسابقات مي گذارند. 5 هزار نفر سرشناس مي شوند. 50 نفر به مسابقات ويمبلدون راه پيدا مي کنند، چهار نفر به نيمه نهايي مي رسند و دو نفر به فينال ... و آن هنگام که جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم خدايا چرا من؟ و امروز هم که از اين بيماري رنج مي کشم، نيز نمي گويم خدايا چرا من؟
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 21:59  توسط نرگس | 


 امشب دلم گرفته بود یه فال حافظ گرفتم :

دلا رفیق سفر بخت نیک خواهت بس                نسیم روضه شیراز پیک راهت بس
دگر ز منرل جانان سفر مکن درویش               که سیر معنوی و کنج خانفاهت یس
وگر کمین بگشاید غمی ز گوشه دل                 حریم درگه پیر مغان پناهت بس
بصدر مصطبه بنشین و ساغر می نوش            که اینقدر ز جهان کسب مال و جاهت بس
فلک به مردم نادان دهد زمام مراد   تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس
هوای مسکن مالوف و عهد یار قدیم                 ز رهروان سفر کرده عذر خواهت بس
به منت دگران خو مکن که در دو جهان             رضای ایزد و انعام پادشاهت بس
به هیچ ورد دگر نیست حاجت ای حافظ           
 دعای نیمشب و درس صبحگاهت بس

هر کی چیزی فهمید واسم تو قسمت نظر بنویسه!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 19:7  توسط نرگس | 

 

برو اي روح من آزرده از تو ترك كن مارا

كه من در باغ تنهايي

ببويم عطر گل هاي رهايي را

برو اي ناشناس اشناي من

كه در چشمت نديدم آفتاب آشنايي را

تويي از دودمان من

ولي دود از دماغ من برآوردي

به چشمم تيره كردي روزهاي روشنايي را

 من از آغاز ميلاد تو همراهت سفر كردم

 پس از يك عمر دانستم

سفر با مردم نامرد دشوارست

سفر با همهره نامهربان تلخست

برو اي بد سفر اي مرد ناهماهنگ

كه ميگويم مباركباد بر خود اين جدايي را

تو از اين سو برو در جاده هاي روشن و هموار

من از سوي دگر در سنگلاخ عمر مي پويم

كه در خود ديده ام جانسختي و رنج آزمايي را

جدا شد راه ما از يكديگر اما

منم با كوله بار دوره ي پيري

تو در شور جواني ها سبكبال و سبكباري

تو را صد راه در پيشست

ولي من مي روم با خستگي راه نهايي را

برو اي بدترين همراه

تو را نفرين نخواهم كرد

سفر خوش خير همراهت

دعايت مي كنم با حال دلتنگي

كه يابي معبه ي مقصود و فرداي طلايي را

نمي داني نمي داني

كه جاي اشك خون در پرده هاي چشم خود دارم

اگر در اين سفر خار بلا پاي مرا آزرد

سخن هاي تو هم تيري شد و بر جان من بنشست

بود مشكل كه از خاطر برم اين بي صفايي را

رفيق نيمراه من

سفر خوش خير همراهت

تو قدر من ندانستي

درون آب ماهي قدر دريا را كجا داند

شكسته استخوان داند بهاي موميايي را

 

مهدی سهیلی

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 6:53  توسط نرگس | 

 

آخرین راز

 

 شاد

 

 زیستن

 

فصل نهم:

  • دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید.
  • پذیرفتن کامل یعنی عشق بی قید و شرط.

- اگر صاف و صادق باشیم باید اعتراف کنیم که تقریبا تمام کارهایی که در زندگی انجام می دهیم تلاشی برای به دست آوردن عشق و محبت بیشتر است.

- « بخشندگی ،انتشار بوی خوشی بنفشه بر ته کفشی است که لگد مالش کرده است » è مارک تواین

- اگر من تو را نبخشم تو رنج خواهی برد  ، اما در واقع این من هستم که رنج می برم ،منم که عقده ای در دل دارم ، منم که بی خوابم !
- برای داشتن روابط سالم ، باید خود را دوست بداریم و به خویشتن عشق بورزیم.

- عشق ورزیدن به خویشتن یعنی بخشیدن خویشتن.

-انسان کامل را فقط در قصه ها می توان پیدا کرد.فراموشش کنید واقع بین باشید و به جای کمال ،پیشرفت را هدف خود قرار دهید.

- وقتی خود را عفو می کنیم دست از سرزنش دیگران هم بر می داریم

- « عشق ، درمان درد دو فرد است :عاشق...معشوق» è کارل منینگر

- مفهوم «دوست داشتن همسایه» را می توان در سه چیز خلاصه کرد :

     *  درباره او قضاوت نکنیم.

     *  به او برچسب نزنیم.

     *  هیچ توقعی از او نداشته باشیم.

- مفهوم حقیقت این نیست که تو چگونه ساخته شدهای ، مفهوم حقیقت آن چیزیست که برای تو اتفاق میفتد.

- برای پیشبرد یک رابطه دو راه وجود دارد : یا باید عضو یک تیم باشید یا در مقابل هم بایستید.

- اگر تصمیم به زندگی مشترک گرفته اید حامی هم باشید و اگر نمی توانید از همسرتان حمایت کنید وقت آن رسیده که از خود بپرسید: " چرا به این رابطه ادامه می دهم؟! "

- روانشناسان معتقدند که انسان دارای دو وضعیت ذهنی اصلی است : عشق و ترس . ه عقیده ی آنها ترس ، ریشه ی هیجانات و احساسات منفی است.

- وقتی خشمگین هستیم در واقع ترسیده ایم.

- نگرانی واژه ای است مترادف ترس- اگر ترسی در کار نباشد چرا باید نگران باشیم؟

- حسادت همان ترس است .حسادت یعنی اینکه به برتر بودن دیگران فکر کنیم که نکند آنها هم همین فکر را بکنند.

- برای از میان برداشتن ترس ها، ابتدا باید به وجود آنها اعتراف کنیم .

- هنگامی که به ترس های خود اعتراف می کنیم دیگر لزومی نمی بینیم که دیگران را خطاکار جلوه دهیم . در واقع می گوییم : " می خواهم بدانی که من ترسیده ام ، نمی خواهم بگویم که تو مقصری ."

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 18:1  توسط نرگس |